محمد حسن سمسار

12

جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )

استخرى مىنويسد : « در پارس فرضه بزرگ آنست ، شهرى بزرگ است و از اعيان پارس ، و آنجا كشت و كشاورزى نباشد ، و آب از دور برند « 19 » . » « سيراف قصبه‌اى است و سه منبر دارد « 20 » . » « و از آن پس سيراف چند شيراز بود و بناى ايشان ساج است و چوبهائىكى از هندوستان و زنگبار آرند . چنان كه مردى بازرگان بود كى سى هزار دينار بر عمارت‌سرا خرج كند . و پيرامن سيراف هيچ درخت نباشد و كوهى بر شهر مشرف آن را جم خوانند . همه ميوه و آب شهر از آن كوه بود و سيراف از آن همه شهرها گرمسيرترست « 21 » . » « از سيراف متاع دريا خيزد چون عود و عنبر و كافور و جواهر و خيزران و عاج و آبنوس و پلپل و صندل و ديگر گونه طيب و داروها ، و از آنجا به آفاق برند و درين شهر بازرگانان توانا باشند و خداوند كتاب گويد من بازرگانان ديدم درين شهر هريك را شصت بار هزار هزار درهم بود سرمايه « 22 » . » « و بزرگترين شهرى در پارس شيراز است ، و از آن پس بقياس پسا ، سيراف و ارغان « 23 » . » ابن حوقل مىنويسد : « بناهايش از چوب ساج و چوب زنگبار است و داراى طبقه‌هائى چون طبقه‌هاى مصر مىباشد . اين بناها بر كنار دريا و درهم آمده است . سيراف شهر پر جمعيتى است و مردم آن پولهاى گزاف در ساختن بناها صرف ميكنند ، تا آنجا كه برخى از بازرگانان براى ساختن خانه خود بيش از سى هزار دينار خرج ميكنند . و كسى اين كار را اسراف و زشت نميداند .

--> ( 19 ) - مسالك و ممالك استخرى ص 36 . ( 20 ) - مسالك و ممالك استخرى ص 10 . ( 21 ) - مسالك و ممالك استخرى ص 113 . ( 22 ) - مسالك و ممالك استخرى ص 134 . ( 23 ) - مسالك و ممالك استخرى ص 113 .